جمعه 7 اسفند 1394 @ 20:20

در پیشواز بهار

اغلب هر وقت می خوام برای خودم جایزه بخرم سعی می کنم افسار رو بدم دست ندای پنج ساله! اینم جایزه فارغ التحصیلی! بیشتر می خوره فارغ شدن از مقطع پیش دبستانی باشه!



سری می زنیم به باغ گل و میریم پیشواز سال جدید. ساکن جدید اتاقم به شما لبخند میزنه.




کتابخونه هم با اره زدن های بابام و همکاری آقای نجار و رنگ آمیزی مجدد بابام به اون گودی همیشه خالی اتاقم اضافه شد. بعد من خودمم خیلی زحمت کشیدم رفتم رنگ لامپای اون ریسه ها رو انتخاب کردم!!   از دیشب که تشریفشو آورده انقدر جیغ جیغ کردم که خدا بگه بس! من الان از خوشحالی مرده ام!






این به هیچ وجه یه تکنیک عکاسی نیست! این فقط خجسته بودن بیش از حد منه برای اینکه فکر می کنم اون نقطه های نوری رنگی اینجوری خیلی خوشگلترن!!


پ.ن: من با مصرف گرایی که جدیدا کل زندگی ما ایرانی ها رو ورداشته و خواسته و ناخواسته تحت تاثیرش هستیم خیلی مخالفم. والا من از دوران طفولیت تا الان این اولین باره که ماژیک و خودکار نقره ای خریدم چون واقعا بهشون احتیاج داشتم. مداد رنگی های کوچولو رو هم برای رنگ آمیزی و از روی الکی خوشی نگرفتم، براشون یه فکر دیگه ای دارم. برای چیزای دیگه هم همینطور، ترجیح میدم یه استفاده ای برام داشته باشن تا به عنوان یه شی ء هوسی بخرم. بنابراین زنده باد پس انداز. توصیه می کنم شما هم این روش رو پیش بگیرید.

ب.ن: رفتیم رای دادیم. به امید پیروزی امید!

نظرات (15)
فاطمه
جمعه 7 اسفند 1394 ساعت 20:43
چیزی که هرگز در زندگیم یاد نگرفتم علاقه و اعتقادی هم بهش ندارم پس انداز است. اما دوست دارم اطرافم چیزهایی باشند که خودم ساخته ام.
کتابخانه قشنگی شده است. حسن یوسف هم من عاشقانه دوست دارم. بهش سلام ویژه برسونید.
پاسخ:
البته هر کس اعتقادی داره ولی برای من همیشه موثر بوده.
شما که یه پا هنرمندی بانو
ممنون. حتمااا سلام شما رو می رسونم
آیدا
جمعه 7 اسفند 1394 ساعت 23:54
بازم مثل همیشه عالی و خوشگل و رنگی رنگی و آرامش بخش.
پاسخ:
فدات عزیزدلم
بریدا
شنبه 8 اسفند 1394 ساعت 00:01
کتابخونه ی منم کتابای رنگی دارههههه :)))
از این ریسه ها خیلی خوشمان آمد:)
پاسخ:
کتابخونه هاتون رو ریسه بارون کنید
LO0OVE
شنبه 8 اسفند 1394 ساعت 00:19
خیلی از سایتتون خوشم اومد موضوعاتشو متنوع ترکنین بهتره

از ته دل خیلی دوست دارم شما هم به من سر بزنید
89651
پاسخ:
وای خدا شما خسته نشدی برای من هی این کامنت رو گذاشتی
بذار بذار. اجرت با آقا! می خندیم!
بادبادک
شنبه 8 اسفند 1394 ساعت 02:02
راستش منم به پس انداز اعتقاد ندارم ولی با قسمت مصرف گرایی حرفات کاملا موافقم:)
گلت عشقهههههههه^ - ^
کتابخونه دوز میدارم شدید:) اقا اون کتابا که مجموعه س اسمشون چیه؟ شبیه کتاباییه که خوشم میاد اخه!
وای ندا فکر کنم ما پونصد ساله بشیم هم باز از برچسب و ماژیک خوشمون میاد: دی چند وقت پیش دوستم یه چیزی سفارش داده ود یه مقدار اضافی بهم پول داد که از طرف اون واسه خودم یادگاری بخرم. رفتم خمیر بازی و ماژیک خریدم: دی عاقل شیم صلوات: دی
پاسخ:
جدی؟ من واقعا نیاز به پول رو در آینده حس میکنم. همه سعیم اینه که واسه مستقل شدن یه قدمی وردارم.
گلم تو رو خیلی دوست داره
ما که اصلا ثابت شد خواهر گمشده ایم! ^_^
اونا ماهنامه همشهری داستانه. یه مدت که وقت داشتم می خوندم. توش داستان کوتاه منتشر می کنه و پیشنهاد می کنم یه بار امتحانش کنی. البته سردبیر قبلیش خیلی بهتر بود.
دقیقا! اصلا من برچسب و مداد رنگی رو میخوام به عنوان ارثیه بدم به بچه هام
خمیر بازی؟ عالی بود
صورتی
شنبه 8 اسفند 1394 ساعت 08:50
مبارکت باشه عزیزدلم...همه شونننن
پاسخ:
مرسی صورتی قشنگ
نفس
شنبه 8 اسفند 1394 ساعت 10:04
حسابییییییی بهارو آوردیییییییییییی پس توی اتاقتا!
مبارکه
کتابخونه بسی مرتب و زیباست!
پاسخ:
آره. حالا تازه مونددده
الان مرتبه بذار چند صباح بگذره
بسیارتا مرسی
گلابتون
شنبه 8 اسفند 1394 ساعت 12:39
وای دیوونه ی لوازم تحریرم!
باحال شده کتابخونه ت
مرسی مصرف ناگرایی
پاسخ:
پاشو بیا یه مغازه بزنیم. منم سیر نمیشم.
ممنون گل جون
بانوجان
شنبه 8 اسفند 1394 ساعت 19:14
وای کتابخونشو ، گلدونشو ؛ آخه دختر تو چقدر باسلیقه ای . من تو را میبینم اصلا شک میکنم من دخترم ، احتمالا باید پسر میشدم
پاسخ:

ای جونم. سلیقه رو تو داری که کدبانویی خانوم. اینا که به درد نمی خورن
آنی
شنبه 8 اسفند 1394 ساعت 22:01
ای جانم
کتابخونه شو خدااااااا
مبارکت باشه عزیز دلم

جایزه هات منو کشتن عین خودمی ینی
پاسخ:

مررررررسی
از این سرخوشانه تر جایزه پیدا نکردم
بادبادک
یکشنبه 9 اسفند 1394 ساعت 03:13
اره خب با قسمت مستقل بودن حرفات هم کاملا موافقم:-)شاید چون درامد ما فعلا خیلی کمه و به پس انداز نمیرسه به این فکر نکردم عزیزم. یعنی فکر کردم اما دیدم اگه تموم پولمونم پس انداز کنیم میشه نهایتا سالی دو سه میلیون که به دردمون نمیخوره به خاطرشم باید کلی اذیت شیم. ولی وقتی کارمون یه جورایی سرو سامون بگیره قطعا به پس انداز هم فکر میکنم عزیزم~(@^_^@)~
چه باحال چه ماهنامه جالبیه شیکه(*^__^*)
پاسخ:
آره می دونم چی میگی. ایشالا زودتر به مرحله درآمد بالا و پس انداز هم برسید
داستان هاشم خیلی خوب و سطح بالاست.
گلابتون
یکشنبه 9 اسفند 1394 ساعت 08:20
پایه ام!!! کی و کجا؟؟؟بعد میشه همه شو واس خودمون برداریم؟؟؟
پاسخ:
آقا بزن کلنگ رو. من برم روبان بیارم افتتاحش کنیم.
آره بابا خودمون همه رو می کشیم بالا
لبخند ماه
چهارشنبه 12 اسفند 1394 ساعت 00:17
چقدر باسلیقه ای ندا...
منم از اون کتابخونه ها میخوام..

بانوی رنگ و بارون
پاسخ:
وای خجالت کشیدم. مرررسی
قابل شما رو نداره اصلا
بهاره
یکشنبه 16 اسفند 1394 ساعت 02:15
وااای با این عکسات کلی حال کردم.
گلت که فوق العاده زیباست و چراغا و جایزه های رنگی رنگیت هم که پر از انرژیه ^_^
پاسخ:
جدی؟ چه خوب پی.
فدات عزیزم. خودم خیلی دوسشون دارم. گلم برات چشمک می زنه
zizigolo
شنبه 22 اسفند 1394 ساعت 23:04
ادم باس همیشه زمان تشویق خودش خوشو بسپاره دست کودک دورنش
اینجوری از سورپرایزی که براش انجام میده کلی ذوق زده میشه
وایی چقدر کتابخونه ات خوشمله
پاسخ:
آره دقیقا. خیلی هم حال میده تازه. :)))
چشمات قشنگ می بینه دخمری :)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد