X
تبلیغات
پخش زنده جام جهانی
جمعه 9 مهر 1395 @ 20:52

روزهایی که برای خودم جای دیگه می نوشتم 19

ا
من و بابام سفر بودیم. خودمون رو رسوندیم به شهری که از مهم ترین مراکز تولید سفاله. دیگه نمی گم کدوم شهر که اگر خودتون عاقل و دانا باشید می فهمید کدوم شهر رو میگم. پرسون پرسون به دنبال فروشگاهی بودیم که راویان نقل می کردند تنها فروشگاهی هست توی اون شهر که تولیداتش ایرانیه و بقیه فروشگاه ها اجناسشون چینیه. (حالا بماند که با وجود اون همه کارگاه تولید سفال معلوم نبود چه کسی همچین ادعایی رو کرده) باری خیلی به این موضوع مباهات می کردیم که ما چقدررر حامی تولیدات ایرانی هستیم و انتخاب منه چون مال وطنمه! پا گذاشتیم داخل فروشگاه و سلام بلند بالایی هم دادیم. آقای فروشنده هم اولش که چند ثانیه اصلا هنگ بود و اخماش تو هم. انگار ما ارث پدر محترمشون رو به جیب زده بودیم. بعد از مکث طولانی جواب سلام مون رو که نداد به سان اژدر پشمک به سر (به قول پسر عمه زا) اولتیماتوم داد که اینجا عکس برداری ممنوعه. و یه نطق طولانی هم عرضه داشت مبنی بر همین موضوع. البته ما هم چَشم چَشم گویان خلع سلاح کردیم خودمون رو و دوربین رو گذاشتیم روی میز و به گشت زنی پرداختیم. به هر قسمتی از فروشگاه که می رفتیم و فروشنده ها رو میدیدم و سلام میدادیم، بیشتر به این موضوع ایمان میاوردیم که نکنه واقعا ارث پدران محترمشون رو به جیب زدیم؟! بماند که قیمت ها فوق العاده فضایی بودن و شما بگو دریغ از خریدن یه گلدون کوچک. دریغ از یه روی خوش و دریغ از یه راهنمایی کوچولو. آخه چرا؟
ما هم که دیدیدم اینجوریه از فروشگاه زدیم بیرون و رفتیم بقیه مغازه هایی که میگفتن جنساشون چینیه، با پیرمردای جذاب و خوشرو که اجازه می دادن عکس بگیریم و خودمون رو با عکس خفه بکنیم و هر چقدر که دلمون می خواد لابلای سفالای رنگیشون پرسه بزنیم!

پ.ن: اگر دین ندارید لااقل اعصاب داشته باشید.
پ.ن: دوست عزیز! شما با این مشتری مداریت زدی نون خودت رو آجر کردی که. 
پ.ن: درسته نمیشه به همه تعمیم داد ولی ذهنیتم از تولید ایرانی به هم ریخت اصلا.

نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد