یکشنبه 12 دی 1395 @ 19:42

روزهایی که برای خودم جای دیگه می نوشتم 26

ا

اون موقع ها که گوشی ها اندروید نبود، چقدر راحت بودیم انصافا، نگرانی مون ختم میشد به اینکه اسمس رسید؟ یا خدایا بازم اینباکس گوشیم پر شد. همین اینترنت لعنتی گوشی معلوم نیست تا حالا جون چند نفر رو گرفته. یه مدت من هی می دیدم با اینکه هر چی رعایت می کنم باز آخر ماه شارژ وایرلسم تموم میشه و هیچی به هیچی. بالاخره تصمیم گرفتم یه برنامه نصب کنم رو گوشیم که ببینم اینترنتم در چه راهی مصرف میشه و جون خودش رو فدا می کنه. متوجه شدم گوشیم خودش سر خوش سر خوش بدون کوچکترین اجازه ای، مشورتی، حرفی، سخنی، خودشو آپدیت می کنه. یه بار این برنامه، یه بار اون برنامه و من اصلا نمی فهمیدم. طبیعتا باید آپدیت خودکار برنامه ها رو می بستم اما مگه یکی دو تا بودن؟ امروز maps خودش رو آپدیت می کرد، فرداش player، پس فردا برنامه پیش بینی آب و هوا، یه روز با play store سرو کله می زدم یه روز با سرویس های گوگل بعد هم باتری و بعد تر هم چراغ قوه گوشیم! اصلا هر کدوم یه جور جولون میدادن. هی می گفتم خب دیگه درست شد و من دوباره می دیدم داره حجم کم میشه. نهایتا عصبانی شدم و خیلی خشن‌ناک  تصمیم گرفتم که دونه دونه برنامه ها رو پاک کنم. اینو نمی خوام. اونو نمی خوام. play store؟ به درد نمی خوره. maps می خوام چه کار؟ نقشه کاغذی مگه چشه؟ آب و هوا؟ حالا مثلا بدونم امروز هوا 13 درجه ست که چی؟ چراغ قوه؟ نمیرم تو تاریکی!!! شاید باورتون نشه همین جوری پاک می کردم و می رفتم. گوشیم داشت تبدیل می شد به یه حجم سنگینی با بک گراند سیاه که با داس کار می کنه و به جز همین برنامه کنترل اینترنت دیگه چیزی روش نمونده! خلاصه که نمی دونم چی شد که گوشیم دلش به حالم سوخت که درست شد؟ من خودم اون وسطا چه کار کردم که دیگه فهمید نباید روزانه 500 مگابایت به چیز بده!

نکته جالبش اینه که با همه این ادا و اطوارا و لوس بازی ها و نت مصرف کردن ها شما بگید اگه یه درصد وضعیت گوشیم بهبود کرده باشه! کاش لااقل مفید بود دلم نمی سوخت، همون کوفتی که بوده هنوزم هست.  :|


نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد