دوشنبه 30 اسفند 1395 @ 22:42

کسی روزهای زندگی یک مسافر رو یادش هست هنوز؟

کسی اینجا هست هنوز؟

نظرات (6)
آیدا
دوشنبه 30 اسفند 1395 ساعت 22:57
سلاااام ندا. منو یادته؟ آیدا. دختری با اسانس پرتقال. خوشحالم که دوباره برگشتی.
پاسخ:
سلام آیدا جان. بله که یادمه گل دختر. مگه میشه یادم بره. البته برنگشتم که بمونم. فقط دلم تنگ شده بود برای دوستام.
هنوز می نویسی؟
آیدا
سه‌شنبه 1 فروردین 1396 ساعت 12:44
منم خیلی دلم برات تنگ شده بود. تو خبرنامه وبلاگت عضو بودم، دیشب دیدم پیام اومده که وبلاگت بروز شده. منم پنج ماهه که دیگه نمی نویسم. ولی آخرین آدرسمو می ذارم برات. هر وقت دوباره قصد نوشتن کردم، توی همین آدرس می نویسم.
راستی من اینستاتو دنبال می کنما. تقریبا از همون موقع که از وبلاگستان رفتی.
پاسخ:
عزیزم. مرسی به یادمی.
جدی؟ از فالوئرامی؟ یه کامنت بذار پیدات کنم
من کانال هم دارم. اگه خواستی بگو
شباهنگ، تورنادوی سابق
چهارشنبه 2 فروردین 1396 ساعت 10:26
حاضر!!!
پاسخ:
عزیزمممم. حاضریت رو زدم!
بهار
سه‌شنبه 22 فروردین 1396 ساعت 13:16
سلام قصد نوشتن نداری خانومی؟
پاسخ:
وبلاگ که نه عزیزم.
ولی مرسی که به یادم بودی مهربون
بریدا
سه‌شنبه 16 خرداد 1396 ساعت 06:07
بهله :)
خوبین؟
پاسخ:
به به بریدا خانوم. حال و احوال؟ خوبی دختر خوب؟
یه پسر
شنبه 18 شهریور 1396 ساعت 08:34
اهه اوهههم.
سلام
به به چه قالب بسیار زیبائی!
اها راستی تصمیم بسیار به جایی گرفتید مبنی بر برگشتن به بلاگستان.
هیچ شبکه اجتماعی برای من مثل بلاگستان نشد ابدا.
اتفاقاتی که اینجا میفتاد اصلا یه چیز دیگه بود. شیرین ترین خاطرات مجازی من توی همین بلاگستان بود..

+ بنویس. منتظریم
پاسخ:
مهندس. :)
من که همیشه زحمت قالب سازیم با تو بود.
تشکر خیلی ویژه از نیّر که خبر رو بهتون رسوند.
دقیقا منم یه تیکه از خودمو جا گذاشته بودم.
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد