ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 |
8 | 9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 |
15 | 16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 |
22 | 23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 |
29 | 30 |
چقدر بامزه ست که توی همچین موقعیت هایی آدم اطرافیانش رو میشناسه. یه دفعه همه چارچنگولی میچسبن به منافع خودشون.
همکارم میگه اگه اتفاقی بیفته بهت شغل نمیدن. انقدر خندیدم به جملهاش. گفتم زیبا! من همینجوریش هم شغل مناسبی ندارم، با فوق لیسانسم گاهی که آبدارچی نیست مجبورم واسه رئیس چایی ببرم، وضع من اگه بهتر نشه شک نکن بدتر هم نخواهد شد.
بعد هم میخواست از شلوغی ها فیلم بگیره گفتم بیا بریم نزدیکتر بگیر به خاطر همون منافعی که باعث شده بود ۱۸۰ درجه تغییر چهره بده گفت نه میرم رو پشت بوم از اونجا می گیرم. بعد نزدیک بود از اون بالا پرت بشه پایین! بهش میگم نهایتا دو تا باتو.م میخوردی بهتر از این بود که از اون بالا بیفتی قطع نخاع بشی!