روزهای زندگی یک مسافر

روزهای زندگی یک مسافر

می‌نویسم چون می‌دونم یه روز از خوندنشون لذت می‌برم
روزهای زندگی یک مسافر

روزهای زندگی یک مسافر

می‌نویسم چون می‌دونم یه روز از خوندنشون لذت می‌برم

44444!

 موقع هایی که یه فکری تو سرم می لوله و آرامشم رو به هم می ریزه و هی پیش خودم سبک و سنگین می کنم و به نتیجه نمیرسم، باهاش که در میون میذارم، در قالب مشورت، درد و دل، راهنمایی یا حتی یه بردداشت نادرست درباره خودش، معمولا وقتایی که چیزی سخت مشغولش نکرده باشه (استعاره از مشکلات کوفتی) انقدر پیشم میمونه و باهام حرف میزنه تا آروم میشم. اون موقع ست که واقعا یه قدم به گوشه دنج لیمویی نزدیکم میکنه. میتونم بگم این یکی از بهترین خصوصیات اخلاقیشه. حس عالی داشتن تکیه گاه.

درست مثل امشب که پا به پام تا سحر بیدار موند و برام توضیح داد.

چی بگم جز اینکه ازش ممنونم؟

 

4 و 54 --94/4/24

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد