* میم مجبوره به خاطر کاری بره تهران که اگه جور نشد دوباره برگرده اینجا.
میگه تو هم بیا تهران که چون آماده نبودم نتونستم برم. خب این نهایت
بدجنسیه، ولی کاش کارش جور نشه که برگرده!
چرا
وقتی زنگ زد نق نزدم که بمون؟ چرا گیر ندادم؟ چرا منطقی بازیم گل کرد؟ بهم
میگه بهترین اخلاقت که دوسش دارم اینه که الکی گیر نمیدی. ولی بعضی وقتا
آدم دلش می خواد الکی گیر بده.
* واسه اولین بار تو زندگیم جوراب بافتم! یه جوراب رنگی که همیشه دوست داشتم داشته باشم. از اول زمستون داشتم نم نم می بافتم تا دیگه دیشب بالاخره درزاشو دوختم.
* یهو تصمیم گرفتم هدر وبلاگمو عوض کنم. اینا نمادای زندگیمن. یه دوستی بهم میگفت من هر وقت بز می بینم یاد تو میفتم!

برای اونایی که نمی دونن، اون بشقاب سفالی با تصویر بز نماد رشته امه. طراحی های تخته شاسی هم از طرح هایی ست که مطالعه می کنیم. تسبیح قهوه ایم بهترین شیء ایی که دارمش و اغلب گردنمه. یکی از اون لیوانا مال میمه که ایشالا به همین وقت کارش برگشت می خوره و به دستش می رسونم.

ب.ن: همین الان خبر رسید که جور نشده و بر می گرده تازه ازش قول هم گرفتم که ببینمش.

ایشالااااااااااااااااا برمیگرده
بله بله. برمی گرده
چه هدر جالبی..خوشمان آمد
مرسی عزیزم.
جورابتم مبارک. خوشگله. دست مریزاد
ممنووووون
عه این نقش سفالینه ی دوره ی باستانیه شوشه:دی
جورابت مبارک:)
اومدن میم هم مبارک :دی
آفرین آفرین. از معدود کسایی هستی که درمورد اطلاع داشتی.
فدای شما.
بازم فدای شما
نداااااااااااااا من عاشق جورابت شدم:) چقد هنرمندی تو ماشالله تو دلم گفتم چقد جووابش نازه بعد که دیدم نوشتی خودت بافتی انقده ذوق زده شدممممم^ - ^ معرکه س:) هدر هم همینطور:)))
بازگشت همسری را تبریک عرض مینمایم:)
عزیزدلم. ای جونم ریحونم ^_^. قابل ندارررررره دختر دوست داشتنی.
با شناختی که ازت دارم بافتنش برات خیلی راحته 

بسیار بسیار متشکر عزیز دل
چه جوراب خوشگل رنگی رنگی ای. هدر هم خوشگله.
ممنون آیدا جان
امیدوارم همیشه شاد باشین و سلامت
ممنون
98561
چه جوووورابییییی
پنج میل بافتی؟؟؟
نه عزیزم پنج میل نیست دو میله. یه مستطیل رو در نظر بگیر که لوله کنی و درزشو بدوزی. اگه خواستی لینک آموزشش رو میدم بهت.
کنکوریه رشته ی هنرم دیگه:دی
ندونم جای تعجب داره خواهر من
آفرین آفرین. اصلا هنر پرچشمش بالاست :)
رازی نبودی برگشت :)))
جورابم عاالی خانوم هنرمند
مرسی تارا جونم
ینی من الان درگیر این جوراب رنگی رنگیتم!

بعد بیشتر از اون درگیر سرعت بافتتم که زمستون تموم شد :))))
دوست هنرمند خودمی اصنشمممم
می بینم که به حق پنش تن ، کارش برگشت خورد
ای جونم.
سرعتم انقدر پایین نیست به خاطر کارای پایان نامه شبی دو رنگ می بافتم که خیلی وقتمو نگیره واسه همین طول کشید.
آره حالا باید دعا کنیم کارای اداریش زود تموم بشه تا بیشتر پیش هم باشیم
ندا بزی هستی ینی؟
والا دوستان میگن!! از بس که او بز رو بشقابو دوست دارم و هی توضیح دادم که این چیه!
سلام ،
نمی دانستم « بز » نشانه ی باستان شناسی است. با سپاس. در شهرما به زن می گفتند « بز ».
نشان باستان شناسی نیست. یکی از نقوش پرکاربرد شوش باستانه و من به عنوان نماد رشته تحصیلی درنظر گرفتمش.
به زن می گفتن بز؟؟ آخه چرا بیچاره ها؟؟ کدوم شهر؟؟
نداااا جورابت خیلی قشنگ شده. اولش که دیدم فک کردم حاضریه. خیلی هنرمندییی ^_^

وای نق زدن کار منه فقط. انقد نق میزنم که کاسه صبر طرفو لبریز میکنم
هدرت هم عااالی. دوسش دارم خوشگل شده چیزی که قشنگ ترش میکنه نماد ها و وسایلاته که هرکدوم واست به مفهومی داره *_*
مرسی بهاره گلی عزیزم.
خجالت کشیدم خب 


نق نزن عزیزم یه جاهایی نباید زد.
فدای تو دختر.
هدرت رو دوس دارم
تبریک که جور نشد!
فدات عزیزم.
جور نشده و بساط دیدار مهیاست. اندکی صبر
ایول چه جوراب خوشگلی!
خداروشکر کار میم درست نشداااا
قابل نداره عزیزدلم
الحمدالله