ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 |
8 | 9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 |
15 | 16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 |
22 | 23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 |
29 | 30 |
موضع پدر جانم در برابر خواستگاری برای خان داداش جان شباهت عجیبی به شبای کنکورامون داره. به این ترتیبه که واسه مراسم فردا، امروز من و مامانم رو برده مکان دقیق حوزه امتحانی رو مشخص کنیم (خونه دختر خانوم محترم) که فردا گم نشیم، در ادامه تاکید فراوون کرده که همه چیزتون از شب قبل آماده باشه (در این راستا رفتیم شیرینی مون هم خریدیم) و حسابی من و مامانم رو توی شهر چرخونده و سرمون رو گرم کرده که واسه فردا استرس نداشته باشیم! :|
پ.ن: یعنی اگه فردا بیاد کارت ملی هامون رو چک کنه و از زیر قرآن ردمون کنه و با تسبیح بشینه تا ما برگردیم اصلا تعجب نمی کنم!
دمش گرم اینقدر به فکره
باباها بعضی کاراشون خیلی جالبه اصلا
آره. و از دور خیلی بانمکن
ای جانم

ان شاءالله همیشه سلامت باشن
فدات عزیز دلم