ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 |
8 | 9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 |
15 | 16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 |
22 | 23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 |
29 | 30 |
یه بار هم تو رابطه قبلیم انقدر از واکنشای طرف مقابلم به خاطر دیر جواب دادن به پیامام و زنگام می ترسیدم که در راه برگشت به خونه حواسم به گوشیم و جواب دادن پیام بود که با مخ خوردم زمین و سر زانوی شلوارم پاره شد و پام هم زخمی و مدتها طول کشید تا خوب بشه. شبا هم از ترس اینکه متوجه پیامی نشم، گوشیمو اغلب از دسترس خارج نمی کردم یا دیرتر می خوابیدم تا خدای نکرده پیامی نیاد و من نبینم!
آره می خوام بگم چنین استادی بودم توی ترسو بودن و ارزش قائل نشدن برای خودم.
پ.ن: با دوستی درباره اعتماد به نفس حرف می زدیم یادم افتاد.
پ.ن: پشیمونم؟ ابداااا. اگه اون اتفاقات و تجربه ها رو نداشتم ندای الان نمی شدم.
پ.ن: گاهی هم اینا رو تعریف می کنم برای بقیه، ملت اعتماد به نفس می گیرن!